قسمت ۴: تمام شرکت‌های خوشبخت با هم متفاوتند!

لئو تولستوی، نویسنده بزرگ روسی، رمان معروف «آنا کارنینا» را با یک جمله تاریخی آغاز می‌کند: «تمام خانواده‌های خوشبخت شبیه به هم هستند، اما هر خانواده بدبخت، به روشِ خاصِ خودش بدبخت است.»


پیتر تیل در فصل سوم کتاب صفر تا یک، این قانون را برای دنیای تجارت کاملاً برعکس می‌کند. او می‌گوید: «تمام شرکت‌های خوشبخت (موفق)، با هم متفاوتند؛ زیرا هر کدام با حل کردنِ یک مشکلِ خاص، یک انحصارِ بی‌رقیب ساخته‌اند. اما تمام شرکت‌های شکست‌خورده شبیه به هم هستند؛ زیرا همگی نتوانسته‌اند از تله‌ی نابودکننده‌ی رقابت فرار کنند.»


دروغِ بزرگِ اقتصاد: رقابت چیز خوبی است!

اگر در دانشگاه اقتصاد خوانده باشید، احتمالاً به شما یاد داده‌اند که «رقابتِ کامل» (حالتی که در آن شرکت‌های زیادی یک محصولِ مشابه را می‌فروشند) ایده‌آل‌ترین حالتِ بازار است. اما پیتر تیل این باور را با خاک یکسان می‌کند. او می‌گوید در یک بازارِ کاملاً رقابتی، هیچ شرکتی قدرتِ تعیین قیمت را ندارد. اگر شما قیمت را بالا ببرید، مشتریان فوراً سراغ رقیب شما می‌روند. نتیجه چیست؟ حاشیه سودِ تمام شرکت‌ها به مرور زمان به «صفر» نزدیک می‌شود و همه فقط برای زنده ماندن می‌جنگند (مثل صنعت خطوط هوایی یا رستوران‌های محلی).


در نقطه مقابل، کلمه‌ای وجود دارد که اقتصاددانان از آن متنفرند اما رازِ اصلیِ موفقیت است: انحصار (Monopoly). منظور از انحصار در اینجا، شرکت‌های فاسدِ دولتی نیست؛ بلکه منظور «انحصارِ خلاقانه» است. یعنی شما محصولی آن‌قدر خوب و بی‌نظیر می‌سازید که هیچ‌کسِ دیگری در دنیا نمی‌تواند حتی شبیهِ آن را به مشتری ارائه دهد.


«سرمایه‌داری (Capitalism) بر پایه جمع‌آوریِ سود و سرمایه بنا شده است. اما رقابت (Competition) تمام سودها را از بین می‌برد. بنابراین، رقابت بر خلاف تصورِ همه، کاملاً ضدِسرمایه‌داری است! اگر می‌خواهید ارزشی پایدار خلق کنید، کسب‌وکاری نسازید که شبیه بقیه است.»

درسِ میلیارد دلاری از گوگل

به گوگل نگاه کنید. گوگل در بازارِ جستجوی اینترنتی یک «انحصار» کامل دارد (حدود ۷۰ تا ۹۰ درصد بازار جهانی در دستان اوست). چون گوگل نگرانِ این نیست که فردا یک رقیب، سودش را به صفر برساند، نیازی ندارد وارد جنگِ قیمت‌ها شود. این آرامش و سودِ کلان به گوگل اجازه می‌دهد تا کارهای شگفت‌انگیزی انجام دهد که شرکت‌های درگیرِ رقابت، حتی خوابش را هم نمی‌بینند.


گوگل می‌تواند کارمندانش را غرق در رفاه کند، روی پروژه‌های بلندپروازانه و آینده‌نگرانه (مثل ماشین‌های خودران یا هوش مصنوعیِ پیشرفته) سرمایه‌گذاری کند و به معنای واقعی کلمه «آینده» را بسازد. در حالی که یک شرکتِ درگیر در رقابتِ شدید، آن‌قدر درگیرِ حقوقِ آخر ماهِ کارمندان و دعوا با رقبا بر سرِ یک دلار سودِ بیشتر است که هیچ پولی برای نوآوری و خلق آینده برایش باقی نمی‌ماند.


━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━

📌 چگونه از تله‌ی رقابت فرار کنیم و انحصار بسازیم؟

اگر شما هم یک وب‌سایتِ کند و تکراری، یک اپلیکیشنِ پر از خطا و ظاهرِ دیجیتالی شبیهِ به هزاران رقیبِ دیگر داشته باشید، دقیقاً در وسطِ باتلاقِ رقابت گیر افتاده‌اید. برای ساختن یک انحصار، شما باید در ذهنِ مخاطب «یگانه و بی‌رقیب» به نظر برسید و این کار از ویترینِ کسب‌وکار شما، یعنی بستر دیجیتالِ شما آغاز می‌شود.


داشتن یک پلتفرم نرم‌افزاری اختصاصی (چه سایت و چه اپلیکیشن موبایل) که با استانداردهای روزِ دنیا برنامه‌نویسی شده باشد، و قرار گرفتن در لینک اول گوگل از طریق استراتژی‌های پیشرفته سئو، شما را از رقابتِ کورکورانه خارج کرده و در جایگاه یک «رهبرِ بازار» قرار می‌دهد. اگر مایل هستید کسب‌وکارِ فعلی خود را از یک بازارِ خونین به یک انحصارِ سودآور تبدیل کنید، این تخصصِ اصلیِ تیم مهندسی استینومنت (Stinoment) است. برای دریافت مشاوره رایگان با مدیریت آقای حامد اصغری، همین حالا به بخش پشتیبانی کلاینت‌های ما مراجعه کنید تا نقشه راهِ اختصاصیِ شما را طراحی کنیم.


━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━

توهم بازار: چرا شرکت‌ها به ما دروغ می‌گویند؟

نکته جالب اینجاست که در دنیای تجارت، هیچ‌کس حقیقت را نمی‌گوید! شرکت‌هایی که «انحصار» دارند (مثل گوگل)، برای فرار از فشارهای قانونی و دولت‌ها، خودشان را یک شرکتِ معمولی در یک بازارِ پررقابت معرفی می‌کنند. (گوگل می‌گوید: من فقط یک شرکت تکنولوژی‌ام که با اپل و مایکروسافت می‌جنگم!).


اما شرکت‌هایی که در تله‌ی رقابت گیر افتاده‌اند، دائماً سعی می‌کنند به خودشان و سرمایه‌گذاران دروغ بگویند و ثابت کنند که بی‌نظیر هستند. مثلاً صاحب یک رستوران می‌گوید: «ما تنها رستورانی هستیم که در این خیابان، غذای مکزیکی را با ادویه هندی ترکیب می‌کنیم!» او بازار را آن‌قدر کوچک و خیالی تعریف می‌کند تا خودش را پادشاهِ آن بازارِ خیالی بداند، در حالی که در واقعیت، او در حال جنگیدن با ده‌ها رستورانِ دیگر برای جذبِ مشتریانِ گرسنه‌ی همان محله است.


━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━

💡 یادداشت حامد اصغری (CEO of Stinoment)

مفهوم «انحصار» که پیتر تیل در این فصل مطرح می‌کند، یکی از تکان‌دهنده‌ترین مفاهیم برای بنیان‌گذاران استارتاپ‌هاست. ما همیشه یاد گرفته‌ایم که رقیبِ خود را زیر نظر بگیریم، اما حقیقت این است که «وسواس روی رقبا، شما را شبیهِ رقبا می‌کند.»


در مسیر توسعه‌ی کسب‌وکارهای دیجیتال در سطح بین‌المللی، بارها شاهد بوده‌ام که مدیران به جای تمرکز بر «خلق یک ارزش بی‌همتا»، تمام بودجه و انرژی تیمِ خود را صرف این می‌کنند که قابلیتی را که رقیبشان دیروز به اپلیکیشن خود اضافه کرده، امروز کپی کنند! این یک بازیِ باخت-باخت است که حاشیه سود را نابود می‌کند. بیایید به آمازون (Amazon) نگاه کنیم؛ جف بزوس در روزهای اول، سعی نکرد با فروشگاه‌های بزرگِ زنجیره‌ای وارد یک جنگِ خونین شود. او یک گوشه از بازار (فروش آنلاین کتاب) را انتخاب کرد، در آن به سرعت به انحصار رسید و سپس پادشاهیِ خود را گسترش داد.


توصیه استراتژیک من به کارآفرینان این است: به دنبال بازارهای بزرگ و شلوغ نباشید که در آن‌ها فقط یک سهمِ یک درصدی به دست بیاورید. یک بازارِ بسیار کوچک و خاص (Niche Market) پیدا کنید، آن را به طور کامل فتح کنید، به یک «انحصارِ خلاق» تبدیل شوید و سپس با استفاده از سودهای کلانِ آن، به سمت فتحِ بازارهای بزرگتر حرکت کنید. تجارتِ مدرن، جنگیدن بر سرِ قطره‌های آب نیست؛ بلکه حفر کردنِ یک چاهِ جدید است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *