قسمت ۹: چرا دیگر به دنبال رازها نمی‌گردیم؟

اگر به نقشه‌های جغرافیایی در چند قرن پیش نگاه کنید، بخش‌های زیادی از آن‌ها خالی بودند و روی آن‌ها نوشته شده بود: «سرزمین‌های ناشناخته». انسان‌ها برای کشفِ این رازها، سوار بر کشتی می‌شدند و به دلِ اقیانوس‌ها می‌زدند. اما امروز چه؟ امروز نقشه‌ی جهان کاملاً پُر شده است. ما با ماهواره‌ها همه‌چیز را می‌بینیم. این پُری و تکمیل بودنِ ظاهری، باعث شده تا انسانِ مدرن به یک باورِ خطرناک برسد: «دیگر هیچ رازِ بزرگی برای کشف کردن باقی نمانده است!»


پیتر تیل در فصل هشتم، به این توهمِ بزرگ حمله می‌کند. او مسائل جهان را به سه دسته تقسیم می‌کند: ۱. کارهای آسان (که تا الان انجام شده‌اند)، ۲. کارهای غیرممکن (مثل ساختن ماشین زمان در شرایط فعلی) و ۳. کارهای سخت اما شدنی (رازها). مشکل اینجاست که انسانِ امروزی، هر چیزِ سختی را جزو دسته «غیرممکن‌ها» قرار می‌دهد و به همین دلیل، دیگر تلاشی برای کشفِ حقایقِ پنهان نمی‌کند.


چهار قاتلِ خاموشِ رازها

چرا ما انسان‌ها دیگر به دنبال کشفِ ناشناخته‌ها و ایده‌های جسورانه نمی‌رویم؟ پیتر تیل چهار دلیلِ اصلی را برای این تنبلیِ فکری نام می‌برد:


۱. توهمِ جغرافیا و جهانی‌سازی: ما فکر می‌کنیم چون دنیا به هم متصل است، اگر ایده‌ی خوبی وجود داشت، حتماً تا الان یک نفر در آن سرِ دنیا آن را انجام داده بود. این یک صدای درونی است که دائماً به ما می‌گوید: «تو به اندازه کافی باهوش نیستی که چیزِ جدیدی کشف کنی!»


۲. ترس از احمق به نظر رسیدن: کشف یک راز، یعنی شما چیزی را می‌دانید که اکثریتِ جامعه هنوز آن را قبول ندارند. انسان‌ها از اینکه انگشت‌نما شوند و دیگران به ایده‌هایشان بخندند، وحشت دارند.


۳. سیستمِ آموزشیِ محافظه‌کار: مدرسه‌ها به ما یاد داده‌اند که فقط برای سوالاتی که در کتاب جوابِ مشخص دارند تلاش کنیم. هیچ نمره‌ای برای پرسیدنِ سوالاتِ سخت و کشف‌نشده وجود ندارد.


۴. رفاهِ بیش از حد: وقتی همه‌چیز در زندگیِ روزمره (مثل حقوق کارمندی) در دسترس و راحت باشد، انگیزه برای تحملِ سختی و ورود به مناطقِ ناشناخته از بین می‌رود.


«یک شرکتِ بزرگِ صفر تا یکی، دقیقاً روی یک راز بنا می‌شود. یک حقیقتِ پنهان درباره‌ی طبیعت یا رفتارِ انسان‌ها که بقیه آن را نمی‌بینند. اگر فکر کنید که هیچ رازی باقی نمانده است، تمامِ زندگیِ شما صرفِ کپی کردنِ کارهای دیگران خواهد شد.»

ایر بی‌ان‌بی (Airbnb) و رازی که هیچ‌کس نمی‌دید

پیتر تیل برای اثباتِ حرفش مثال‌های درخشانی می‌آورد. قبل از تولدِ شرکت Airbnb، تمام کارشناسانِ هتل‌داری یک باور قطعی داشتند: «هیچ‌کس حاضر نیست در اتاقِ خوابِ یک غریبه بخوابد، و هیچ‌کس حاضر نیست کلید خانه‌اش را به یک غریبه بدهد!» این یک قانونِ نانوشته بود.


اما بنیان‌گذاران این شرکت، به دنبالِ یک «راز درباره رفتارِ انسان‌ها» رفتند. آن‌ها کشف کردند که در اقتصادِ جدید و به کمک اینترنت، انسان‌ها بسیار بیشتر از قبل به یکدیگر اعتماد می‌کنند. آن‌ها این راز را که پنهان بود اما در عمل وجود داشت، تبدیل به یک اپلیکیشن کردند و صنعتی را ساختند که امروز ارزشِ آن از بزرگترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان بیشتر است.


━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━

📌 چگونه رازهای کسب‌وکارِ خود را تبدیل به ثروت کنیم؟

پیدا کردنِ یک راز به تنهایی کافی نیست؛ شما باید زیرساختی داشته باشید که این ایده را به دست هزاران مخاطب برساند. رازِ شما ممکن است خدمتی جدید باشد که رقبا نادیده گرفته‌اند، یا روشی ارزان‌تر و سریع‌تر برای حل مشکلِ مشتری. اما برای اجرایی کردنِ این راز، شما نیازمندِ یک پایگاهِ دیجیتالِ قدرتمند هستید.


شاید رازِ شما کلماتِ کلیدیِ پنهانی در گوگل باشد که رقبایتان هنوز روی آن‌ها سرمایه‌گذاری نکرده‌اند. یا شاید نیازمندِ یک اپلیکیشن موبایلِ اختصاصی هستید تا ایده‌ی جسورانه‌ی خود را به یک پلتفرم تبدیل کنید. پیاده‌سازیِ فنیِ ایده‌های بزرگ و کشفِ مسیرهای پنهان در سئو (ارتقای رتبه سایت در موتورهای جستجو)، دقیقاً کاری است که ما در تیم مهندسی استینومنت (Stinoment) انجام می‌دهیم. ما به شما کمک می‌کنیم تا رازِ تجاریِ خود را با استفاده از بهترین تکنولوژی‌های روز دنیا به یک انحصارِ سودآور تبدیل کنید. اگر رازِ بزرگی در سر دارید که نیازمندِ اجرای حرفه‌ای است، همین حالا برای دریافت مشاوره‌ی رایگان با مدیریت آقای حامد اصغری، به بخش ارتباط با ما سر بزنید.


━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━

کجا به دنبال رازها بگردیم؟

دو نوع راز در جهان وجود دارد: رازهای طبیعت و رازهای انسانی. رازِ طبیعت یعنی کشفِ چیزی فیزیکی (مثل پیدا کردن یک فرمولِ جدید در داروسازی یا فیزیک). اما رازهای انسانی چیزهایی هستند که انسان‌ها درباره خودشان نمی‌دانند، یا می‌دانند اما سعی می‌کنند آن را از دیگران پنهان کنند (مثل نیاز به دیده شدن، نیاز به تایید شدن، یا فرار از کارهای خسته‌کننده).


برای پیدا کردنِ این رازها، باید در مکان‌هایی جستجو کنید که هیچ‌کسِ دیگری در آنجا نیست. به جای اینکه بپرسید: «همه دارند چه کار می‌کنند تا من هم انجام دهم؟»، باید از خود بپرسید: «چه کارِ مهم و ارزشمندی وجود دارد که هیچ‌کس در حالِ انجامِ آن نیست؟» و وقتی آن را پیدا کردید، آن را فقط با کسانی در میان بگذارید که برای ساختنش به شما کمک می‌کنند.


━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━

💡 یادداشت حامد اصغری (CEO of Stinoment)

جستجو برای یافتنِ «راز»، در واقع جستجو برای یافتنِ «تمایزِ ذاتی» در کسب‌وکار است. در دنیای استارتاپ‌ها، یک تستِ معروف وجود دارد: اگر ایده شما را در یک جمعِ ده نفره از متخصصان مطرح کنیم و همه بلافاصله بگویند «عالی است، حتماً انجامش بده!»، احتمالاً شما با یک ایده‌ی کاملاً معمولی و فاقدِ راز طرف هستید. چرا؟ چون اگر این ایده تا این حد بدیهی و عالی است، شرکت‌های بزرگ‌تر و ثروتمندتر از شما از مدت‌ها پیش آن را انجام داده‌اند.


ارزشمندترین ایده‌های تاریخ (مانند اوبر یا ایر بی‌ان‌بی) در روزهای اول، از نگاهِ عموم مردم ایده‌هایی کاملاً «احمقانه» به نظر می‌رسیدند. برایان چسکی (بنیان‌گذار Airbnb) بارها تعریف کرده است که چگونه سرمایه‌گذاران به ایده‌ی او خندیدند و او را از دفترشان بیرون کردند. او یک راز داشت که بقیه آن را نمی‌دیدند.


به عنوان یک مدیر و کارآفرین، وظیفه شما این است که شجاعتِ ایستادن در برابرِ نظراتِ عامه را داشته باشید. شما باید به حوزه‌هایی وارد شوید که دیگران به دلیلِ پیچیدگیِ ظاهری، خسته‌کننده بودن، یا ترسِ از شکست، از آن‌ها دوری می‌کنند. بزرگترین گنج‌های دنیای بیزینس، دقیقاً در همان مناطقی دفن شده‌اند که روی نقشه‌ی بقیه با علامتِ «ورود ممنوع» مشخص شده‌اند. رازِ خود را پیدا کنید، به آن ایمان داشته باشید، و سپس با قدرتمندترین ابزارهای تکنولوژی آن را در سطح جهانی مقیاس‌دهی کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *